غمی غمناک

شب سردی است،و من افسرده .

راه دوری است، و پایی خسته.

تیرگی هست و چراغی مرده.

 

می کنم،تنها، از جاده عبور:

دور ماندند ز من آدم ها.

سایه ای از سر دیوار گذشت،

غمی افزود مرا بر غم ها.

 

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی.

 

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر، سحر نزدیک است.

هر دم این بانگ برآرم از دل:

وای این شب چقدر تاریک است!

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم؟

مثل این است که شب نمناک است.

دیگران را هم غم هست به دل،

غم من لیک، غمی غمناک است.

/ 64 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kOodake-ehSas

[قلب][گل][گل][گل][گل] [گل][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [بغل][بغل][بغل] عید شما مبارک ... امیدوارم سال خوبی داشته باشی وهمیشه لبات خندون باشه ...[قلب]

kOodake-ehSas

سلام سحر جان .. اسمت چه چیزایی رو به یادم میاره که نگو ...[خمیازه] اومدم بگم آپم اگه وقت داری بیا ...ممنون[گل]

shahram

سلام وب قشنگی داری در صورت تمایل ما را بانام بهترین ها لینک کن بعد به ما خبر بده تا لینکت کنم وبلاگ ما هر روز به روز شده و بازدید بالایی دارد با تبادل لینک پیج رینک خود را افزایش وتعداد بازدید کنندهای شما هم افزایش می یابد. باتشکر منتظر شماهستم

طراوت و باران

سلام سلام سلام‌‌ !!! یه سلام دوباره به سبک طراوت و باران ! خوبین ؟؟؟ وبلاکمو بالاخره آپ کردم و با کلی ذوق امدم بهتون خبر بدم خوشحال میشم بیاین و ببینین [قلب] به امید سلام دوباره به شما شما رو به خدای مهربونیامون میسپارم[گل]

birooh

بی هیچ دلیل خاصی یک لیوان قهوه داغ میخواهم و دنیای اینترنتیم را تنهایی میخواهم و سکوت و آرامشم را ولی نمیدانم چرا قهوه دلچسب زندگیم را با قاشق نشسته ای هم زده ام..!

هادی

بابا تو دیگه دست ما رو تو تنبلی وننوشتن از پشت بستی.کجایی ؟ معلومه؟

سارا

سلام چه زیبا و جالب مینویسید شمارو از بامزه بیا تو یافتم آیا شما هم از بامزه ... بی خبرید ؟؟؟[زودباش]

kOodake-ehSas

سلام . [گل]خوبی؟شعر خیلی قشگی بود .. راستی من آپم اگه خواستی بیا .مرسی

شیرین

سحر جون خیلی قشنگی بود.حال کردم دمت گرم[ماچ]